به گزارش خبرنگار بانگ سروش؛ در جریان هم صحبتی با یکی از کارکنان اسبق اداره کل اطلاعات یکی از استانهای بزرگ کشور، وی مطلبی بیان نمود که در جای خود محل تامل و تفکر عمیقی است. وی در بیان خاطرهای در جریان گفتگویی که در خصوص رفتار و عملکرد مسئولین داشتیم؛ ضمن ابزار ناراحتی از بازخورد اجتماعی برخی اقدامات و اظهارنظرهای کوتهفکرانه برخی از مقامات انتصابی که هزینههای آن در عمل و افکار عمومی به ناچار به بخش بزرگی از کارکنان متعهد به حفظ امنیت و آرامش کشور تحمیل میشود گفت:
جایگاه مهم آداب و معاشرت در مسئولین و ساواک رژیم منحوس پهلوی
حدود ۲۵ سال قبل یک روز با یکی از کارکنان ساواک هم کلام شدم و بالطبع بدلیل حس کنجکاوی (یا همان فضولی) در خصوص ساواک مطالبی از ایشان پرسیدم که جوابهای ایشان خیلی برایم جالب بود.
برای مثال کلیه کارمندان ساواک ملزم به گذراندن آموزشهایی بودند که یکی از این اموزشها تحت عنوان “آداب و معاشرت ” جایگاه مهمی در نظام ارتباطات ساواک با گروههای مختلف مردمی و در سلسله مراتب سازمانی داشت.
همان چیزی که الان بعد از ۴۷ سال گذشت زمان و انحلال ساواک و سقوط رژیم پهلوی از آن (سیستم آموزشی ساواک) به نیکی یاد میکنیم. کارمندان ساواک در نظام آموزشی خود نحوه ارتباط گیری و هم کلامی با گروه های مختلف اجتماعی از افراد مذهبی گرفته تا کمونیستها، تودهایها ، مارکسیستها، فئودالها، سرمایهداران، خوانین و … را آموزش میدیدند.
هنوز هم کهنسالان این دیار هر چند دل خوشی از ساواک و ساواکیها ندارند و اغلب آنان پیه ساواک به تنشان مالیده شده است، لیکن از ساواکیها به عنوان اشخاصی خوش سخن با دیسیپلین و مبادی آدب باد میکنند؛ (در واقع فقط بخش کوچکی از کارکنان ساواک که در کمیته ضد خرابکاری رژیم منحوس پهلوی فعالیت داشتند از وجه کریه، ضد مردمی و خشونت آوری برخوردار بودند).
آنچه که امروز باید حسرت آن را به دل داشته باشیم عدم توانمندی و تسلط بعضی از دولتمندان ما به اصول آداب و معاشرت است. که متاسفانه رقتار این مسئولین به طریق تقلید منشاء رفتار بسیاری از زیر دستان و پامنبریهایشان هم شده است.
هنوز از یادمان نرفته که وزیر این کشور با گفتن اینکه قطار حادثه دیده بیمه بوده، پا بر قلب خونین و جگر پاره خانوادههای داغداری که از تبریز به مشهد میرفتند میگذارد و آن دیگری دستور میدهد که همکاراناش از روی اراذل و اوباش عبور کنند و آن یکی صبح جمعه از گرانی بنزین خبردار میشود و با بیانی سخرهآمیز آن را بیان میدارد و یا آن فردی که مست از غرور پیروزی در انتخابات طرفداران رقیباش را خش و خاشاک خواند و کشور را به سوی بحران سوق میدهد و یا در مقابل بالاترین مقام یک کشور بیگانه ابراز فروتنی نموده و بیان میدارد “در خدمت هستم” و در جای دیگری کودک صفتانه با الفاظی نامانوس سران کشورهای دیگر را به القابی زشت منسوب میکند و قس علی هذا.
مگر نه اینکه در تاثیر عمکلرد بزرگان اقوام گفتهاند «الناس علی دین ملوکهم»، هرچند به نقل و تحلیل بزرگان اخلاق و کارشناسان دینی، چنین تقلیدی جز در مورد افراد مجنون و مصلوب الاراده، نقص عمل و فرار از گناه و مجازات دنیوی و اخروی را توجیه نمیکند؛ اما در بینش و رویکرد عقلی تا کی باید مسئولین و مدیران کشور هر از چند گاهی افکار عمومی و نظامات کشور را با حرفهای نسنجیده و رفتارهای غیر عقلایی جریحهدار نمایند، برای کشور چه در سطح داخلی یا خارجی بحران سازی نمایند و تا کی باید سیستم انتصاب مدیران کشور از باب صالح گزینی یا همان شایستهسالاری اینچنین فشل باشد.
بهتر نیست حداقل برای مدیران و مسئولین فعلی کشور جهت حفظ شان ایران و ایرانی کلاس ادب و معاشرت گذاشته شود تا گفتار و اعمال انان باعث خواری و سر شکستگی ایرانیان نگردد./رضا پاکنهاد/